مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
93
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
قبيلهگرايى سقيفه و افزايش دورى و انحراف از منطق اسلام را نشان مىداد ، زيرا بر خلاف سقيفه كه تنها مهاجر و انصار در برابر يكديگر قرار داشتند ، اينك همهء مسلمانان در يك سو قرار گرفته بودند و قريش از آن جهت كه قريش است در سوى ديگر . ولى در منازعهاى كه در فضاى شورا در مسجد النّبى درگرفت به روشنى آشكار شد كه قريش ، خلافت را شأنى از شؤون ويژهء خود و امتيازى از امتيازهاى خود مىشمرد و هيچ يك از مسلمانان حق نداردكه در موضوع خلافت ، نظرى مخالف با خواستههاى آنان ابراز دارد . شگفتانگيزتر از همه اين كه كار به جايى رسيد كه عبدالله ابى ربيعه مخزومى ، دشمن خدا و رسول صلى الله عليه و آله ، جرأت پيدا كرد و به مقداد ، صحابى جليلالقدرى كه ميان صحابه كمنظير است گفت : « اى پسر همپيمان ، اى گمراه ، امثال تو كى جرأت داشتند در كار قريش دخالت كنند ؟ . » « 1 » يا فرومايه ديگرى از بنىمخزوم به عمار ياسر گفت : « اى پسر سميه ، پا از گليم خويش بيرون نهادهاى ! اينكه قريش براى خودش اميرى تعيين كند به تو چه ارتباطى دارد ؟ » « 2 » مفهوم جايگزين شدن واژهء قريش به جاى مهاجران در برترى جويى حاكم بر فضاى شورا اين است كه براى تصدى منصب خلافت محدوديت از « آزادشدگان » رفع شده است . چرا كه پيش از آن رهبرى حزب سلطه محدوديت را از آنان رفع كرده و آنها را به عنوان فرمانده و والى برگزيده بود . از اينجا بود كه راه باز شد و آزادشدگانى چون معاويه نيز به فكر تصدى خلافت افتادند ؛ و از اين هنگام بود كه وى همه تلاش خود را در اين راستا به كار بست . 3 - خلافت عثمان حكومت امويان دوران نخست خود را با اولين روز خلافت عثمان آغاز كرد . مسلمانان به زودى دريافتند كه هنگام بيعت با عثمان حكومت را در عمل به خاندان اميه تسليم كردهاند و عثمان جز پوششى براى پنهان شدن حزب اموى نيست . ديرى نپاييد كه روزگار اين واقعيت را به اثبات رساند ، چرا كه عثمان ولايتهاى بزرگ آن دوره يعنى
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 9 ، ص 390 . ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 279 .